مشارکت مردمی در مسابقات اسبدوانی ايران
بهمن ۱, ۱۳۹۵
ده نکته برای اینکه با اسبتان رابطه ای موفقیت آمیز داشته باشید
بهمن ۲, ۱۳۹۵

تصویر اسب ها در فیلم‌های سینمای ایران

اسب‌ها در ادبیات و فرهنگ ایرانی جایگاه ویژه‌ای دارند. در متون اوستا و ادبیات باستانی ایران، از آنها به نیکی یاد شده است. به طور مثال شاعران، عارفان، خردمندان، پادشاهان و امیران، دهقانان و کارورزان ایرانی و علمای دینی آن روزگار، اسب‌ها را مظهر خوشبختی، رستگاری، فراست و تیزهوشی دانسته  ‌اند یا در ادبیات غنایی و حماسی، اسب با نژادگی، نجابت و خوی‌های   پسندیده توصیف شده است. اسب‌ در سینمای ایران هم به معانی و با کاربردهای متفاوت به کار گرفته شده‌اند که چند تصویر آنها روی پرده را اینجا مرور می‌کنیم.

رقص در غبار

سال ها پیش اصغر فرهادی هنوز «درباره الی» و «جدایی نادر از سیمین» را نساخته بود و اسکار را نبرده بود و کمتر کسی او را می‌شناخت. به خاطر همین احتمالا خیلی‌ها اولین فیلم او، «رقص در غبار» را ندیده‌اند. قصه فیلم درباره نظر جوان بیست و یکی دو ساله‌ای است که روزی در مینی‌بوس با ریحانه آشنا می‌شود و ازدواج می‌کنند، اما حرف‌های ناپسندی که در مورد مادر ریحانه وجود دارد او را مجبور می‌کند تا ریحانه را طلاق بدهد. در این قصه، نظر در یک آزمایشگاه تولید واکسن کار می‌کند و به خاطر همین با حیوان‌هایی مثل اسب سر و کار دارد و صحنه‌های متعددی از اسب‌ها را می‌بینیم. یكی از تاثیرگذارترین صحنه‌های فیلم مربوط به پلانی است كه در آن باكتری به بدن اسب تزریق می شود تا پادتن آن در بدن اسب تولید شود. نتیجه كار صحنه بسیار دردناكی از زجر كشیدن حیوان است كه برای برگرداندن حال حیوان به حالت عادی و كاهش تب روی او آب می‌گیرند.

من و زیبا

من و زیبا داستان زندگی موسی (پرویز پرستویی) است. موسی و راحله زوجی هستند که با همدیگر زندگی می‌کنند، تا اینکه موسی در شبی سرد و بارانی پیش از آنكه به خانه برسد، راحله، همسر باردارش را در زایمان از دست می‌دهد و تنها می‌شود. موسی خودش را مسئل این اتفاق می‌داند و در تمام عمر خودش را به دلیل مرگ همسرش سرزنش می‌کند. او فكر می‌كند كه باعث مرگ راحله شده است. به همین خاطر تمام وجود و عشق خود را پای جعفر، تنها یادگار راحله می‌گذارد. در واقع «من و زیبا» از عذاب وجدان موسی در سال‌های طولانی پس از مرگ همسرش می‌گوید. در نام فیلم، من اشاره به موسی دارد و زیبا به اسم اسب موسی. در سکانس‌های آخر فیلم وقتی موسی که پارچه سبزی به دور سرش پیچیده شده با اسب خود زیبا و ماریا که بر پشت آن سوار شده، وارد محوطه مسجد می‌شوند و مردم سینه‌زنان پشت سر او راه می‌افتند، گویی تماشاگر هم با این جمعیت راه افتاده و عزاداری می‌کند. هر چند فوت موسی کاملا قابل پیش‌بینی است اما این صحنه، اشک را بر چشم‌های مخاطب جاری می‌کند.

اسب سفید پادشاه

یکی بود، یکی نبود … زیر گنبد کبود یه دختری نشسته بود. یه شبی از اون شبا که دخترک منتظر نشسته بود و چشم‌ به راه… یهو دید اسب سفید پادشاه…؛ این دیالوگ‌ها را الناز شاکردوست در فیلم محمدحسین لطیفی می‌گوید تا قصه خودش را تعریف کرده باشد. قصه دختری ۲۵ ساله به نام ماری که سال‌هاست فصل‌های مختلف زندگی‌اش را سپری کرده و حالا فصل عشق زندگی خودش را تجربه می‌کند.

آتلان

آتلان یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های مستند گروه «هنر و تجربه» بود که سال ۹۴ اکران شد؛ داستان زندگی یک مربی سوارکاری ترکمن که اسبش را برای شرکت در کورس گنبد آماده می‌کند. «آتلان» یعنی «سوار اسبت شو و برو»؛ اسب اما از جایش تکان نمی‌خورد. داستان «آتلان» از همین جا شروع می‌شود. از جایی که «ایلحان»، کره اسبِ مسابقه‌ای می‌زند به سرکشی. اسب حاضر نیست بین آن میله‌های تنگ بایستد تا در باز شود و با اسب‌های دیگر مسابقه بدهد. دیگر نمی‌خواهد به پیست مسابقه برگردد. اما ایلحان مثل همه اسب‌های ترکمن‌صحرا، تمام هستی مربی‌اش است. به خاطر همین پسر در همان اولین جمله فیلم می‌گوید: «پدرم می‌گوید هر مرد ترکمن باید در خانه‌اش یک اسب داشته باشد.» آتلان روایت زندگی همین پدر پیر و دو پسر جوانش برای مراقبت و مربی‌گری از اسب‌هایی است که به آنها سپرده‌اند. هر برد و باخت اسب‌ها، زندگی این مردها را تغییر می‌دهد. چون زندگی آنها در میان فریادهای بلند کورس و برگه‌های شرط‌‌بندی رقم می‌خورد. برای همین، اعتبار مربی ترکمن، به کیفیت اسب‌هایی است که برای مسابقه رام می‌کند. اسب‌هایی که علی، پسر جوان و مربی‌شان گاهی در گوش‌شان نجوا می‌کند، گاهی تنبیه‌شان می‌کند و شلاق‌شان می‌زند و گاهی با آنها سر لج‌بازی می‌افتد. داستان عجیبی است داستان آن مرد. آن مرد که با اسب آمد و اگر اسب سرِ سازگاری نداشته باشد، باید بدون اسب برگردد.

مادیان

فیلم مادیان ساخته علی ژکان، در میان فیلم های دهه ۶۰، جزو فیلم‌هایی است كه هنوز هم ارزش دیدن بسیاری دارد. مادیان تصویر گر یك زندگی روستایی به تمام معنا است. فیلم، داستان جدال رحمت و رضوانه برسر مالكیت یك مادیان. بازی درخشان سوسن تسلیمی و حسین محجوب در این فیلم در قامت دو فرد روستایی از این فیلم اثر ماندگار خلق كرده است. فضاسازی به كمك موسیقی محلی كه مختص جغرافیای شمال كشور است از ویژگی های اصلی این فیلم است. تصور اسب كه تمام داستان بر سر مالكیت این حیوان می گذرد، در بیشتر سكانس‌های برخورد دو بازیگر اصلی دیده می شود و به نوعی اهمیت اسب را مخصوصا در زندگی روستایی به تصویر می كشد.

زمانی برای مستی اسب‌ها

فیلم بی ستاره بهمن قبادی كه در سال ۱۳۷۸ ساخته شد، روایت‌گر یك خانواده كرد است كه برای نجات جان برادر بیمار و تهیه هزینه جراحی مجبور می شوند تن به كار قاچاق بدهند. ایوب برادر بزرگ‌تر كه وظیفه حمل بسته‌های قاچاق به مرز عراق را برعهده دارد این مسیر سخت، پر برف و زمستانی را با اسب طی می‌كند. تلاش‌اسب ‌ها برای حركت در برف از سكان‌های به یاد‌ماندنی این فیلم است. اما سفر اصلی ایوب سوار بر اسب و برادر بیمارش زمانی شروع می‌شود كه او از تامین هزینه جراحی باز می‌ماند و همراه با« مادی» بیمار مسیر پوشیده از برف را به سمت مرز عراق طی می‌كند.

منبع: همشهری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *